پیشامدها
دخترک گفت: «علی رغم همهچیز نمیخواهم اتفاق بدی برایت بیفتد. شرایط مملکت را که میدانی؟ لطفاً مراقب خودت باش. من خواب دیدهام. از همان خوابهای بد که تویشان گریه میکنم و بعد از بیداری با چشمانی خیس هنوز میلرزم. من اینبار لرزیدم از تصور نبودنت، مثل بید و حالا بعد از کلی کلنجار این نامه را برایت مینویسم که خیلی آرام در گوش تو بگویم: مراقب خودت باش.»